محمد تقي جعفري
15
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
اگر ما انسانها توقّع تازه ماندن كالبد مادّى را كه توقّع امرى است امكان ناپذير ، از سر خود بيرون كنيم و به ايجاد عوامل تازگى مستمرّ روانى بپردازيم ، نه تنها رفتارى مطابق قانون انجام مىدهيم ، بلكه هم دنيا براى ما هر لحظه تازگى خواهد داشت و هم روان ما واقعا از خاصّيّت روانى كه جريان و تجدّد مستمرّ است ، برخوردار خواهد گشت : چو گلستان جنانم طربستان جهانم به روان همه مردان كه روان است روانم چيست امعان چشمه را كردن روان چون ز تن جان جست گويندش روان تفسير جملات بعدى در مجلَّد 9 صفحات 7 و 8 و مجلَّد 10 صفحهء 18 تا صفحهء 24 و از صفحهء 130 تا صفحهء 135 و مجلَّد 12 از صفحهء 16 تا صفحهء 27 و 32 و 33 و مجلَّد 13 از صفحهء 29 تا صفحهء 41 و مجلَّد 14 از صفحهء 132 تا صفحهء 136 آمده است مراجعه فرماييد . 16 ، 23 - فلا تنافسوا فى عزّ الدّنيا و فخرها ، و لا تعجبوا بزينتها و نعيمها ، و لا تجزعوا من ضرّائها و بؤسها فانّ عزّها و فخرها الى انقطاع ، و انّ زينتها و نعيمها الى زوال و ضرّائها و بؤسها الى نفاد ، و كلّ مدّة فيها الى انتهاء و كلّ حىّ فيها الى فناء ( پس در عزّت و افتخار دنيوى به رقابت ناشايست نپردازيد و به زينتها و نعمتهاى دنيا دل خوش ننمائيد و از دشواريها و سختىهايش شيون نكنيد ، زيرا عزّت و افتخار دنيا رو به انقطاع و زينت و نعمتهايش رو به زوال و دشوارىها و سختىهايش رو به نابودى است . و در اين دنيا هر مدّتى رو به پايان است و هر زنده اى رو به فنا . )